تشک طبى
بك لينك ايراني
طراحى سايت
تبليغات رايگان در اينترنت
سئو سايت
فلزياب
وبزيست ها

سايه شب

داستان از يك شب سرد زمستان شروع شد. دقيقا سه سال از پرونده ي ناپديد شدن بازيگران مي گذشت.اين پرونده ذهن پليس و مردمان كشور هاي ديگر را به خود مشغول كرده بود . اين پرونده همچنان با نام سايه شب در حال پيگيري است. اما تا به حال سرنخ هاي بسياري كشف شده كه هيچ كدام از آنها واقعيت نداشته است و احتمال مي رود براي گم كردن رد تبهكاران بوده باشد.

سروان تير بخش و همكارانش در پي رسيدگي به اين پرونده ي جنايي هستند. در يكي از شب ها بازيگر مطرح سينما و تئاتر به نام مهرداد حسيني از خانه خود بيرون آمد و سوار بر ماشين خود به طرف فروشگاهي براي خريد به راه افتاد.

او بعد از خريد وسايل مورد نظرش به طرف ماشين خود حركت كرد. او ديد كه بر روي ماشين خود ماده ي سبز رنگ لزجي وجود دارد .  در همين حال متصدي فروشگاه به سرعت به او نزديك شده و باقي مانده ي پول را به او برگرداند. ولي وقتي كه برگشت تا سوار ماشينش بشود با صحنه ي عجيبي مواجه شد ، ماشينش آنجا نبود با ترس و به سرعت سوار تاكسي شده و به طرف مركز پليس شهر به راه افتاد. او وقتي به مركز پليس رسيد خبر غيب شدن ماشين و آن ماده ي سبز رنگ را داد و دوباره سوار تاكسي شده و به طرف خانه ي خود به راه افتاد. او در تاكسي خوابش برد.

روز بعد سروان تيربخش در مصاحبه اي با خبرنگاران اعلام كرد: ما اشتباه كرده بوديم ، من فكر مي كردم انسان ها در اين پرونده نقش دارند و مدارك هم همين را آشكار مي كرد، اما با سرنخي كه  ديشب به دست ما رسيد  متوجه شديم كه كار انسان ها نبوده و بلكه احتمال مي رود موجودات فضايي در اين ماجرا نقش داشته باشند.

آيا اين فقط يك شوخي با بازيگران است يا متهمان دست به جنايتي فراتر از اين ماجرا ها زده اند ؟

مهرداد حسيني وقتي بيدار شد، ديد كه بر روي تختي در اتاقي با طناب بسته شده است . وحشت زده دنبال چيزي براي پاره كردن طناب گشت ، كه به ياد چاقويي كه در جيب داشت افتاد. او با چاقو طناب را پاره كرد و از روي تخت بلند شده و به طرف درب اتاق حركت كرد. اما درب اتاق قفل بود. نااميد به طرف تخت رفت و روي تخت دراز كشيد و به خواب عميقي فرو رفت .

در خواب مردي را ديد كه به او مي گفت : زير فرش، دري است كه آن در هم به تونلي زير زميني راه دارد، از آن مي تواني براي فرار و خروج از اين ساختمان استفاده كني .

مهرداد يك دفعه از خواب پريد و مردي را مقابل خود ديد، مرد مهرداد را به اتاقي كه بيشتر شبيه صحنه ي فيلم بود انتقال داد . او ديد كه همه ي بازيگران كه حدوداً دويست نفر بودند ، براي ساخت فيلمي از آنان درخواست كمك شده بود ولي آن ها توجهي به اين موضوع نكرده بودند. مهرداد به ياد نامه اي كه حدوداً يك ماه پيش براي او فرستاده شده بود افتاد. ولي او به نامه توجهي نكرده بود . آنان پس از ساخته شدن يك قسمت از فيلم دوباره مهرداد را به داخل اتاقي كه قبلا در آن بود بردند . او همان طور كه در خواب ديده بود از ساختمان بيرون آمد و سريعا خود را به اداره پليس رسانده و ماجرا را براي سروان تيربخش تعريف كرد .

سروان تيربخش هم براي اطلاع از حقيقي بودن ماجرا به پليس بين الملل تلفن كرد. طي اين تماس معلوم شد كه نزديك به دويست نفر از بازيگران به طور هولناكي دزديده و ناپديد شده بودند. سروان تيربخش پس از شنيدن اين خبر فهميد كه  موجودات فضايي اصلا در اين پرونده نقش نداشته اند و آن ماده سبزرنگ براي گمراه كردن پليس بوده است.

سروان تيربخش پس از گرفتن مجوز، به كمك صد پليس، راهي محلي كه مهرداد حسيني گفته بود شدند. در پي اين ماجرا، درگيري شديدي رخ داد و تبهكاران دستگير شدند.

از سروان محمد رضا تيربخش و مهرداد حسيني تقدير شد و بقيه بازيگران هم به كمك پليس بين الملل با هواپيما به كشور خود بازگشتند.     

 

   

 

 


برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
تاريخ : ۸ آذر ۱۳۹۵ | ۰۲:۱۱:۱۷ | نويسنده : صابررضايي | نظرات (0)
[ ۱ ]